طبق تعریف کمیته بین‌المللی المپیک، تجویز یا استعمال هر نوع ماده خارجی و یا هرگونه ماده فیزیولوژیک خود بدن با مقادیر غیر طبیعی یا راههای غیر معمول ورزشکار مسابقه دهنده با هدف افزایش کاذب کارایی و توانایی های خویش در مسابقه، دوپینگ محسوب می شود. از ابتدای شروع ورزش حرفه ای در زمان گذشته و در عصر جدید دوپینگ نیز وجود داشته است. بنابراین دوپینگ نتیجه طبیعی ورزش حرفه ای است. ورزشكاران حرفه ای به دنبال این هستند كه وسیله ای داشته باشند كه هم كارآمد بوده و هم دیگر رقیبان آن را نداشته باشند. بعضی از این ابزار قانونی اند و بعضی دیگر خیر.

به گزارش ایسنا،‌ در بررسی یك تحقیق آمده است:« در سا ل‌هاى اخیر در راستاى كامل شدن پروژه ژنوم انسانى و شناسایى ژن هاى مختلف و عملكرد ویژه آنها همچنین پیشرفت هاى صورت گرفته در زمینه ژن درمانى انسان، عرصه تازه اى از روش هاى دوپینگ تحت عنوان دوپینگ ژنى در جوامع غربى به ویژه آمریكا پدید آمده است كه سبب بالا بردن توان و قدرت جسمى در افراد مى شود. این روش در درمان كسانى كه به دلایل مختلف دچار ضعف جسمانى و عضلانى شده اند بسیار حائز اهمیت است.

متاسفانه اخیرا این روش مورد سوء استفاده گروهى از ورزشكاران قرار گرفته، به طورى كه با استفاده از این روش ورزشكاران قدرت و توان جسمى و عضلانى خود را به طور قابل ملاحظه‌اى افزایش مى‌دهند. این دسته از ورزشكاران را ورزشكاران تغییر یافته از نظر ژنتیكى مى‌نامند. از آن جایى كه تشخیص این نوع از دوپینگ به سادگى امكان پذیر نیست، نگرانى هاى فراوانى را در مجامع ورزشى و كمیته بین المللى المپیك به دنبال داشته است.

دوپینگ ژنی چنین تعریف می شود: استفاده غیر درمانی از ژنها، عناصر ژنی و یا سلولها كه احتمال ارتقای عملكرد ورزشی را داشته باشد. تحقیقات زیادی در مورد بررسی اثرات ژن‌ها بر عملكرد ورزشی صورت گرفته است؛ اما هنوز علم ژنتیك و دوپینگ ژنی ابهامات زیادی در بردارد.

بوچارد و همكارانش (1997) پیشنهاد كردند كه در آینده ای بسیار نزدیك (10 یا 15 سال آینده) مهندسی ژنتیك ورزشكاران نخبه نه تنها ممكن خواهد بود، بلكه در مراكزی در سراسر جهان صورت خواهد پذیرفت.

تامبورینی (2000) معتقد است كه دوپینگ مهجور خواهد ماند، چرا كه مهندسی ژنتیك جای آن‌را خواهد گرفت.

مسایل زیادی از این سیاست جدید درباره‌ی پارامترهای عملکردهای مورد قبول در ورزش به وجود آمد. مثلاً نمی‌توان گفت اصلاح ژنتیک مسئله‌ای غیر قانونی باشد، زیرا قوانین هنوز این تکنولوژی را ممنوع نکرده است. در این زمینه می‌توان گفت علم ژنتیک کندتر از علم دوپینگ پیشرفت کرده است و هنوز نتوانسته پاسخ‌گوی بسیاری از مسایل مطرح در این زمینه باشد.

علم ژنتیک هنوز در سطحی قرار نگرفته که ارتقای ژنتیکی ورزشکاران به صورت بی خطر انجام گیرد و تمام نتایج تبلیغی ارائه شده در روزنامه ها یا مجلات را به وجود آورد. به طور کلی ژنی وجود ندارد که بتواند در بازوی یک پرتاب کننده ایجاد قدرت کند و یا باعث افزایش کارایی یک ورزشکار اسکیت شود؛ اما ممکن است راه‌های مؤثری برای ژن‌های مهارکننده مربوط به افزایش استقامت یا قدرت بدنی کشف کرد که برای برخی از کارهای انسانی مفید باشند.

تا به حال سه نوع از دوپینگ ژنى با موفقیت به انجام رسیده است. در نوع اول ژن رمز كننده هورمون اریتروپویتین را به سلول‌هاى بنیادى خون‌ساز وارد مى‌كنند. در نتیجه این هورمون با بهبود بخشیدن ساختار گلبول قرمز، اكسیژن رسانی به بافت‌ها و ماهیچه‌هاى بدن را به طور چشم‌گیرى افزایش مى‌دهد.

نوع دوم این روش مبتنى بر وارد كردن ژن‌هاى قوى و حجیم كننده ماهیچه‌ها به داخل سلول‌هاى عضلانى است. این رویكرد از ژن درمانى نیز در ابتدا براى كمك به درمان بیماران دچار انحطاط ماهیچه‌اى (مانند بیماران داراى انواع آتروفى ماهیچه اى) به كار گرفته شد.

استفاده از این روند درمانى نیز براى افزایش حجم و قدرت ماهیچه اى ورزشكاران (از جمله عضله سرشانه، دو سر و چهار سر ران، فوق ترقوه اى و تحت ترقوه اى، عضله هاى ساعد و بازو) رواج یافته است.

در سومین روش ژن‌هاى رشد دهنده رگ‌هاى خونى و یا ژن هاى مربوط به فاكتورهاى رشد درون رگى اندوتلیال به بدن وارد مى شود. این نوع از درمان نیز در ابتدا به منظور كمك به افراد داراى نقایص سیستم عروقى خونى از جمله افراد مسن گسترش یافت كه به علت كهولت و نقص سیستم عروقى خونى و كاهش خون رسانى، بافت هاى آنها دچار نكروز مى شود.

برای مثال IGF-1 یا فاکتور رشد شبیه انسولین ممکن است توسط برخی ورزشکاران برای افزایش حجم عضله استفاده شود، در صورتی که هدف پزشکی این دارو درمان درد عضله است. با استفاده از نوعی IGF-1 در موشها تیم گلداسپینگ توانستند بافت ماهیچه ای را جدا کرده و ژن MGF را وارد آن نمایند. این ماده برای درمان درد عضله استفاده می شود. نتایج، افزایش 20 درصدی حجم عضله را بعد از 2 هفته نشان می دهد.

در تحقیق دیگر اسونسون (1997) با وارد کردن EPO از طریق آدنو ویروس ها به بدن موش‌ها و میمون‌ها نتیجه گرفت که با وارد کردن ژنـها به یک رشته ویروس، این ماده به تمـام بدن انتـقال پیدا کـرده و باعث افزایش سطح گلبول‌های قرمز بدن می‌شود. این ماده عملاً تأثیر یکسان و مشابه دوپینگ خون در بدن ایجاد می کند (مانند افزایش مقدار اکسیژن بدن و کاهش خستگی). بنابراین تزریق ژنتیکی EPO به یک ورزشکار می تواند قابلیت‌های استقامتی او را افزایش داده و این امر می‌تواند برای فعالیت‌های ورزشی طولانی مدت مفید باشد.

نوع دیگر از ژنها P66- 100 هستند که برای ورزش انتخابی یک ورزشکار بهترین نوع هستند. این ژنها فعال یا غیرفعال بودن سایر ژنهای درون عضله را تعیین می کنند. به طور متناوب، اختلالات در (ژن ACE /آنزیم مبدل آنژیوتنسین) با توانایی های استقامتی و پاسخی آنابولیک به شدت تمرینات ورزشی همکاری می کنند.

از آن جا که تعداد تولید شده، تابع فعالیت ژن است. تنها پروتئین‌های خاص را می توان با اصلاح قواعد ژن تولید كرد. به لحاظ این که ناحیه کدسازی ژن شامل ساختار اصلی پروتئین است. ساده ترین راه خارج کردن ناحیه کدسازی و سپس افزودن یک ناحیه فعال تر می باشد. این عملیات به راحتی در آزمایشگاه انجام می شود و نحوه انجام آن قطع کردن DNA مربوط به (ناحیه‌ی کدسازی) و سپس چسباندن آن به یکDNA تنظیم کننده دیگر است. ژن جدید را می توان به یک ناقل که DNA را در سلولهای باکتریایی و یا ویروسی که DNA را در بافتهای سلولی تقویت می کند، تزریق نمود. بعد از تقویت سازی، DNA را می‌توان خالص نموده و به بدن وارد کرد.

با توجه به غیرقانونى بودن ژن درمانى به منظور بالا بردن توان جسمى و عضلانى و با تاكید بر احتمال بروز حوادث جدى به برخى از خطرات ایجاد شده در پى انجام دوپینگ ژنى در ورزشكاران در زیر اشاره مى شود:

- احتمال ایجاد شوك هاى شدید یا خفیف ایمنى یا سمى در پى استفاده از ناقل هاى ژنى و یا حساسیت به روش انتقال ژن.

- افزایش غیرطبیعى اریتروپویتین در افراد سالم ممكن است سبب بالا رفتن خطر بروز حمله هاى قلبى شود. زیرا افزایش گلبول هاى قرمز سبب تغلیظ خون شده احتمال ایجاد لخته هاى خونى در رگ ها بیشتر مى شود.

- در كسانى كه از روش دوپینگ نوع دوم براى تقویت ماهیچه هاى خود استفاده مى كنند، ماهیچه ها به طور غیرطبیعى بزرگ شده و تاندون ها و استخوان ها را احاطه مى كنند كه ممكن است سبب پارگى یا شكستگى آنها شود.

- ژن انتقال یافته ممكن است به درون DNA بیمار رسوخ كند و یا تحرك پروتوانكوژن یا مختل كردن ژن سركوبگر تومور، منجر به ایجاد تومور شود. البته بیان غیر مجاز یك ژن سرطان زا با نسل كنونى ناقل‌هاى ویروسى، كه توانایى پروموترشان براى به حداقل رساندن بیان ژن هاى مجاور میزبان تغییر یافته اند چندان محتمل نیست.

- غیرفعال سازى توالى هاى رمز كننده مى تواند یك عملكرد ضرورى ژن میزبان را مختل كند. البته این حالت فاقد اثر چشمگیر است، زیرا چنین جهش هاى كشنده‌اى نادرند و فقط یك سلول را از بین مى برند. چون محل الحاق یك ناقل ویروسى كم و بیش اتفاقى است، احتمال كمى وجود دارد كه یك ژن در بیش از یك سلول مختل شود.

گفتنی است، لیلی خاوری عضو هیات علمی دانشگاه یزد، مریم فخار و پرستو حاج قربانی، دانشجویان كارشناسی تربیت بدنی دانشگاه یزد گردآوردندگان این تحقیق هستند.